روز جهاني كاردرماني
.gif)
بر همه كاردرمانها مبارك
به سايت زير سري بزنيد :
http://www.wfot.org/office_files/International%20Day%2020091509final.pdf
|
روز جهاني كاردرماني
بر همه كاردرمانها مبارك به سايت زير سري بزنيد : http://www.wfot.org/office_files/International%20Day%2020091509final.pdf + نوشته شده توسط جمعی از علاقه مندان در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت
8:30 |
و اما در ادامه پست قبلی به دست آورد های دیگر بزرگان در زمینه کاردرمانی می پردازم: آدولف مایر(Psychobiology,Occupation &Habits): او از جمله پیشگامان روانشناسی در اوایل قرن بیستم بود. او زمینه علمی غنی ای داشت که در مورد بیماران مبتلا به اختلالات روانی بسیار اهمیت دارد.البته مایر معتقد بود که تفکر علمی محض، گاه می تواند بسیار مکانیستیک و محدود باشد. پس او به بحث در مورد جنبه های زیست شناسی پرداخت و رویکرد Psychobiological را بیان کرد.او به بررسی جنبه های کاری و عملکردی بیمار پرداخت و به جمع حامیان کاردرمانی وارد شد و در سال 1992 مقاله ای تحت عنوان"فلسفه کاردرمانی " منتشر کرد که در آن فرد مبتلا به اختلال روانی را فردی با مشکلات در ابعاد مختلف زندگی دانست نه فقط دارای علایم روانی.او بر دیدن انسان به عنوان یک کل و اهمیت برقراری تعادل میان کار و استراحت تأکید د اشت.او معتقد بود با قرار گرفتن فرد در فعالیت، امکان بررسی دقیق تر مشکلات او در زندگی امکان پذیر خواهد شد و نقش درمانگران را ،ایجاد موقعیت جهت انجام انواع فعالیت و خلاقیت برای بیماران میدانست و Habit Training را به کاردرمانی وارد کرد. الینور کلارک (Curative Occupation & Habit training): او به دنبال فرضیات مایر در مورد Habit training ، یک برنامه قابل اجرا در این زمینه مطرح کرد. برنامه او شامل ُSelf- care ,physical activity , occupation class و وعده غذایی بود. او بعد از یک سال ارزیابی خود را در مورد این برنامه مثبت اعلام کرد. هربرت جیمز هال (Neurasthenia & work therapy) : در قرن بیستم اکثر بیماران کسانی بودند که به اصطلاح از ضعف اعصاب رنج می بردرند . به این ترتیب اکثر درمانها شامل استراحت ،رژیم های درمانی و آب در مانی بود.در آمریکا این اختلالات" Neurasthenia" نام گرفت و شامل اختلالات افسردگی،اضطراب و اختلالات رفتاری میشد.درمانهای صورت گرفته در این موارد بسیار گران بود.هال بر درمانهایی مانند Craft work تأکید داشت که نتنها ذاتاً ارزشمند بودند بلکه از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه بود. هال از جمله کسانی بود که بر روی بیماران جنگ جهانی اول که از سردرد رنج می بردند ،کار کرد.در این دوران مشغولیت فکری اکثر مردم ناتوانی جسمانی و روانی این مصدومان بود که کاردرمانی در این زمان بسیار کمک کننده بود . سیر تکاملی کاردرمانی روانی-اجتماعی : ◄دهه های 1920 و 1930: در این دوران تمرینات کاردرمانی متمرکز بر ارتقاء بیماران در زمینه مشغولیت بیشتر در فعالیت بود.در مانگر علاوه بر اینکه بیمار را تحریک به شرکت در فعالیت می کرد ،سعی داشت که فعالیت، مورد علاقه بیمار نیز باشد و سبب بهبود تمرکز بیمار شده ، هماهنگی او را افزایش داده و سبب افزایش رضایت فرد از خویش شود.در این زمان مراحل درمان بسیار تحت تأثیر فلسفه انسانگرایی بود.استیونسون(1931) این دیدگاه را اینگونه بیان کرد:"بیماران افرادی مانند ما هستند که در نتیجه اتفاقاتی که برایشان افتاده در تطابق با محیط و رضایت از خویشتن با مشکل مواجه شده اند و باید درمان شوند" . ◄دهه های 1940 و 1950: در این دوران، کاردرمانی به سمت دیدگاه سایکو آنالتیک پیش رفت البته این به معنای رها شدن کاردرمانی از "تطابق" و "محیط" نبود.در این دیدگاه کاردرمانی به عنوان نوعی درمان مکمل سایکوآنالیز معرفی شده بود.فیدلر در این رابطه اظهار کرد:"با توجه به این که کاردرمانی از فعالیت جهت درمان استفاده می کند می تواند موقعیتی را فراهم کند که بیمار با شرکت فعال در فعالیت با تفکر و احساسات خویش همراه شود.کارهای دستی در این میان یکی از وسایل موثر شناخته شده است.برای مثال "گل" برای بیمارانی که سیر واپس گرایی داشتند ،استفاده می شد .این کار بر مبنای این فرضیه بود که ورز دادن بدون ساختار یکی از کارهایی است که یک فعالیت مقعدی محسوب میشود و جهت ارضاء مرحله Anal است.کاردرمانگران همچنین از هنر و موسیقی به عنوان یک فعالیت جهت درمان استفاده می کردند که می توانست مشوقی برای بیان احساسات در این افراد باشد.با این وجود فیدلر(1957) اهمیت بیشتری برای کاردرمانی قائل بود.او کاردرمانی را یک لابراتوار زندگی می دانست که فرد در طی آن می توانست مهارتهای جدیدی را یاد گرفته و تمرین کند و تجربیاتی در زمینه ارتباط با سایرین به دست آورده و با دیگران ارتباط برقرار کند . در واقع درمانگر باید با توانایی های خود بر روند مداخله اثر بگذارد،که اصطلاحاً "Therapeutic Use Of Self " نامیده میشود که یکی از تکنیک های حرفه ای در کاردرمانی جهت درمان می باشد. ◄دهه های 1960 و 1970: این دوران مطابق با بالاترین میزان توجه بر کاردرمانی روانی-اجتماعی بود. وودساید (1971) در مقاله خود که درباره تاریخچه کاردرمانی بود به این مشکل پرداخته بود که کاردرمانی روان دچار وقفه شده است.چراکه دیگر حرفه ها به سرعت دانش کاردرمانگران را جذب کرده و و همان خدماتی را به دولت پیشنهاد کردند که کاردرمانگران انجام می دادند و دیده شد که رواندرمانگران و و افرادی که در زمینه های هنر کار می کردند ،به طرق مختلف به این حیطه وارد شدند. در این دوره کاردرمانان روانی-اجتماعی بسیار مستأصل شده بودند .وودساید علت این وضعیت را عدم توانایی در اثبات منحصر به فرد بودن و بی همانند بودن حرفه می دانست.بعدها با تأسیس مراکز مرتبط با سلامت روان و بیمارستانهای روزانه ،امکان ارتقاء و شناخت کاردرمانی روانی –اجتماعی هرچه بیشتر فراهم شد.بدین ترتیب کاردرمانی به خانه و جامعه راه یافت که نتنها بیمار بلکه تمام افرادی که به نوعی با بیمار در ارتباط بودند را شامل میشد.از موارد قابل توجه در کاردرمانی تأکید بر گروه های فعالیت و نیز Task- Oriented بود که توسط کاردرمان رهبری می شد.در حالی که گروه های رواندرمانی بیشتر در جهت Verbal insight است در کاردرمانی ، با شرکت بیماران در گروه های فعالیت، امکان یادگیری مهارتها و گرفتن فیدبک در قبال یک کار واقعی فراهم میشود. در پست های آینده به معرفی روش ها و وسایل مختلف ارزیابی در کاردرمانی روانی-اجتماعی خواهم پرداخت. منتظر نظرات و پیشنهادات سودمند همکاران و دوستان گرامی هستم. : References Cara E & Macrae A.(2005).Psychosocial Occupational therapy ,A clinical practice. econd edition.Chapter3. Cara E &Macrae A.(1998).Psychosocial Occupational therapy ,A clinical practice. .Chapter1 ساره زرشناس کارشناس ارشد کاردرمانی روان + نوشته شده توسط جمعی از علاقه مندان در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت
13:40 |
تاریخچه و فلسفه کاردرمانی روانی – اجتماعی: برای درک بهتر کاردرمانی روانی- اجتماعی ،دانستن تاریخچه آن و تغییر آن از گدشته تا کنون ضروری به نظر میرسد. تاریخجه کاردرمانی پر است از ایده های قوی ،اتفاقات و افرادی که به طرق مختلف خواستار پیشرفت آن بوده اند. درمان اختلالات روانی قبل از قرن بیستم : تا قبل از قرن بیستم ،بیماران روانی را دیوانگان می خواندند و آنها را در نوانخانه ها نگهداری می کردند. در انگلیس چنانچه این افراد را در خانه پنهان نمی کردند،آنها را به خانه های فقیر نشین می فرستادند.در آمریکا نیز وضع به همین صورت بود.به گونه ای که دیده می شد برخی از این افراد را در قفس و یا حتی کنار حیوانات نگه می داشتند.تا اینکه در قرن نوزده با معرفی رویکرد جدیدی به نام " Moral Treatment "تغییر بسیاری در نگرش مردم نسبت به این افراد ایجاد شد. فیلیپ پینل از جمله .کسانی بود که در این راه پیش قدم بود و سعی داشت در اروپا و آمریکا یک شیوه جدید نگهداری بر اساس "Moral Treatment" ایجاد کند. رویکرد درمان اخلاق محور یپنل دارای ویژگی هایی مانند احترام به این افراد و نیز حفظ شرافت و کرامت انسانی بود و بدین ترتیب او بیماران را به دو دسته بیماران خطرناک و علاج ناپذیر(غیر خطرناک) تقسیم کرد. پینل در 1809 یک برنامه درمانی بر اساس به کارگیری انواع فعالیت با توجه به علاقه بیماران ،تمرینات جسمانی، استفاده از محیط باز و نیز موزیک تنظیم کرد. بیمارستانهای زیادی بر اساس این رویکرد ایجاد شد که شامل اتاق کارهای دستی ،باغبانی ،خلاقیت بودند.موفقیت این مراکز منجر به از بین رفتن مراکز قدیمی شد.تا آنجایی که تعداد بیماران بیش از ظرفیت این مراکز جدید بود. در اوایل قرن بیستم رویکرد رواندرمانی از توجه بر محیط درمان به سوی آسیب شناسی مغز پیش رفت. آغاز به کار کاردرمانی: NSPOT * که بعدهاAOTA تغییر نام داد، در سال 1917 تأسیس شد . اگرچه در آن زمان کاردرمانی هنوز به بخش خاصی اختصاص نداشت ، ولی افراد زیادی در سازماندهی اساس کاردرمانی روانی -اجتماعی نقش داشتند. از آن جمله می توان به ویلیام راش دانتون،آدولف مایر،الینور کلارک،اسلاگل و هربرت جیمز هال اشاره کرد. ویلیام راش دانتون : Moral Treatment ، Crafts)) او از جمله کسانی بود که از هنر و کارهای دستی در طی درمان استفاده کرد . او و همکارانش از کارهای دستی برای درمان اختلالات عاطفی در کودکان و نوجوانان استفاده می کردند.کارهای دستی از جمله مواردی بود که از همان ابتدا در درمان اختلالات ذهنی استفاده شد.دانتون این فعالیت ها را دارای ارزش ویژه ای میدانست که امکان بازی ،بازسازی و اجرا را به صورت همزمان فراهم می کرد. یکی از رویکردهایی که در استفاده از کارهای دستی در کاردرمانی استفاده شد ، تقسیم کردن بیماران و فعالیت های آنها به ترتیب بر اساس عملکرد آنها و پیچیدگی فعالیت بود.هاس(1924)سه گروه بیمار و سه درجه فعالیت دستی را در نظر گرفت.گروه اول شامل افرادی بودند که قادر به انجام کار با وسایل نبودند ،این افراد در فعالیت هایی شرکت می کردند که نیاز کمی به وسایل جانبی داشت مثل: سبد بافی و بافندگی ساده بدون وسیله و حصیر بافی.گروه دوم افرادی بودند که توانایی استفاده از وسایل جانبی را داشتند ولی در استفاده از آنها دچار اشتباه می شدند.برای این افراد کارهای دستی ساختار یافته استفاده می شد که نیاز کمتری به مهارتهای تکنیکال داشت.مثل چسباندن ، پرینت کردن و جلد کردن کتاب. گروه سوم افرادی بودند که سطح عملکردی بالایی داشتند و به خوبی از وسایل استفاده کرده و به کارهای دستی علاقه مند بودند.برای این گروه کارهای دستی پیچیده و هنری پیشنهاد می شد که شامل کارهای ذهنی،سفالگری ،فرش بافی و جواهرسازی بود. در واقع دانتون از طرفداران علمی کردن کارهای دستی در کاردرمانی بود.در این حالت این علم شامل شرح آنالیز فعالیت با توجه به فرآیند ذهنی بود و نیازهای جسمی ،کنترل وضعیت و میزان درجه فعالیت نیز تعیین می شد. در پست های بعدی به دستاورد های دیگر بزرگان قبل از قرن بیستم خواهم پرداخت. *National Society for the Promotion of Occupational Therapy References -Cara E &Macrae A.(2005).Psychosocial Occupational therapy ,A clinical practice. Second edition.Chapter3. -Cara E &Macrae A.(1998).Psychosocial Occupational therapy ,A clinical practice. .Chapter1. ساره زرشناس کارشناس ارشد کاردرمانی روان+ نوشته شده توسط جمعی از علاقه مندان در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت
8:58 |
چهاردهمین کنگره کاردرمانی ایران
انجمن علمی کاردرمانی با هدف ارتقاء هر چه بیشتر علمی و حرفهای رشته کاردرمانی در کشورمان اقدام به برگزاری چهاردهمین کنگره سراسری کاردرمانی نموده است. زمانهای اصلی: مهلت ارسال چکیده مقالات: 31 شهریور 1388 اعلام پذیرفته شدگان: 15 مهر ماه 1388 زمان برگزاری: 19 و 20 آبانماه جهت اطلاعات بيشتر به سايت انجمن كاردرماني به آدرسWWW.irota.com مراجعه كنيد.+ نوشته شده توسط جمعی از علاقه مندان در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت
7:53 |
به نام خدا
با سلام خدمت دوستان و همكاران گرامي به وبلاگ ot-shiraz.blogfa خوش آمديد. با عنايت پروردگار و با تلاش همكاران، بالاخره رشته كاردرماني در دانشكده علوم توانبخشي شيراز كار خود را آغلز كرد و تا كنون دانشجويان يك ترم را پشت سر گذاشته اند . پس از همكاري با وبلاگ مرجع كاردرماني و احساس مثبتي كه از عضويت و نوشتن مطلب در آن وبلاگ داشته و دارم، تصميم گرفتم تا با آغاز رشته در شيراز ، هرچه بيشتر از تجربه دوستان و همكاران در زمينه كاردرماني استفاده كرده و زمينه همكاري همكاران شيرازي در تبادل علمي رشته نيز هر چه بيشتر فراهم شود. شايد اين وبلاگ بهانه اي باشد براي آشنايي بيشتر دانشجويان جديد با حيطه كاريشان و تبادل علمي اعضاي كاردرماني. با اميد به همكاري و محبت شما دوستان در ادامه اين راه ساره زرشناس كارشناس ارشد كاردرماني روان
+ نوشته شده توسط جمعی از علاقه مندان در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت
10:44 |
|
|